تبليغاتX
خاطرات تنهایی
 

وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

و وقتی که او تمام کرد

من شروع کردم...

و چه سخت است تنها زندگی کردن

مثل تنها متولد شدن است

مثل تنها مردن...

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 2:2 توسط الناز |